انجمن ادبیات داستانی دریچه

لطفا شکیبا باشید
dariche93.ir


نام داستان : سار بي‌بي خانم

از کتاب : پنج داستان کوتاه

نوشته : مهشيد اميرشاهي

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۲۵ بعد از ظهر

تعداد مر اجعه به این صفحه:507

تعداد دیده شده فایل :338

تعداد دانلود شده فایل :140

شروع شده با: سار بي‌بي خانم روي لبي‌ طشت رختشويي نشست و دو تا نوک محکم تو پرهاي پف کردي‌ سينه‌اش زد. بعد با عجله سرش را چرخاند و پشتش را نوک زد. سرش را کج کرد و توي چشم‌هاي بي‌بي خانم نگاه کرد و گفت: - آمد! بي‌بي آمد! بي‌بي خانم دستش توي آب صابون بود و به پرنده گفت: - از کنار طشت پاشو خانمچه، آب صابون مي‌پره تو چشات، پا شو عزيزم، پا شو. سار، روي کنگره‌هاي لبي‌ طشت جفتک جفتک زد و کنار ساق دست بي‌بي خانم ايستاد. با کلي‌ کج و با اصرار توي چشم‌هاي بي‌بي خانم خيره شد و ...