انجمن ادبیات داستانی دریچه

لطفا شکیبا باشید
dariche93.ir


نام داستان : لادا و ميلنا

از کتاب : .

نوشته : لارا واپنير

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۰۲ بعد از ظهر

تعداد مر اجعه به این صفحه:503

تعداد دیده شده فایل :253

تعداد دانلود شده فایل :120

شروع شده با: ميلنا چشمان آبي درشت، دماغي زيبا و پوستي زيتوني داشت که شبکه‌اي ظريف از چروک‌هاي ريز، اين پوست را پوشش مي‌دادند. - صورتش ميدون جنگ کرم‌هاي ضد پيريه. اين را لادا درباره ميلنا گفته بود و بعد افزوده بود. خودش هيچ علاقه‌اي به جواني زاييده بطري‌ها و شيشه‌ها ندارد. يک بار عکس‌هاي قديميش را به کلاس آورده بود تا به ميلنا ثابت کند او هم به واقع زن زيبايي بوده است. عکس‌ها زن جذابي را نشان مي‌دادند با پيکر تنومند ساعت شني مانند، ابروان پرپشت خيره کننده و چشماني بسيار تيره. بعضي، شباهت تکان دهنده‌اي بين اين پيکر و جواني‌هاي اليزابت تيلور مي‌ديدند اما ميلنا نه. او گفت جواني‌هاي لادا شبيه صدام حسين است با موهائي پرپشت تر و سبيلي تنک‌تر. ...